
سرو کوهی
هی سرو کوهیدامنت! چین چین پر از گلهای بلورینشستهام در زیر سایهات بر روی نیمکتی از جنس خودتدر این هوای آفتابی به یاد دوران جوانیچه خبر اول از پرندگانتاز آن چلچلههای خوش نغمهخوانت از آن لحظههای نابتامروز اما اینجا سوت و کور شده استزمانه چرا اینقدر تلخ شده استتو بگو تقصیر کیستاین آه برخاسته از دامن کیستتو هم پیر شدیتو هم کمی رنجور شدیبگویمت پیرمرد؟!پیرمردجوانی مردبالاخره آن ممه را لولو بردآخ پیرمردآخبگذریمبگویم با خود چه آوردهام یک عدد پاکت محتوایش؟!نمیخواهم که بگویمشاید اما در ادامه تو چیزی بگوچرا هر بار منچرا همیشه این بار بر گردن منسوال همیشه بیجواب منولی سایهات هنوز خوب خنک…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.