Shows / نقاشی خیال با شعر

نقاشی خیال با شعر
دریچهای گشودام تا ببینی جهان پر آشوب مرا، رقص حنجرهام با غبارهای ذهن مرا، ترک برداشتن بغضهای مرا، ریختن اشکهای مرا، رویای مرا و مرا ©
Episodes
نقاشی خیال با شعرسرو کوهی
هی سرو کوهیدامنت! چین چین پر از گلهای بلورینشستهام در زیر سایهات بر روی نیمکتی از جنس خودتدر این هوای آفتابی به یاد دوران جوانیچه خبر اول از پرندگانتاز آن…
نقاشی خیال با شعرخزان
خزانی در راه استکمی سوز و سرما در راه استحرف برای نگفتن بیشمار مهیا هستدر میان اشک و ناله و آهنگاهم هنوز به رنگ کمان بعد باران استغبار سفر که بنشینددل و…
نقاشی خیال با شعرافسانه
بوم نقاشیست این جهاندر دست هر کس قلمیست تو بخوان جان هر کسی میکشد آن روی پرده به شیوهایمن عاشق او که کشیده چیزی شبیه بیشهایآهوی گرفتار در چنگال شیر…
نقاشی خیال با شعرتک ستاره
این آسمان توست؟مشتم را باز کن ببین چه در من از توستصدایت هنوز در گوشم استکه میپرسی، هنوز او هست؟و من چتری میشود برای توو تو ناگهاه از میان انگشتانم میلغزی…
نقاشی خیال با شعرسکوت
هر روز شب از راه میرسد هر بار دوباره خاک سرد میشودهر شب این دل برایت تنگ میشودصورتت را به زمین بچسبان ببین آرام میشود؟آری چنین میشودجان که لبریز میشود…
نقاشی خیال با شعرتردید
شده در کوچهای قدم بگذاری بیآنکه بدانی چرا؟یا بپیچی در جادهای اما ندانی کجا میبرد آن راه تو را؟شده در چشمان کسی نظر کنی که پاک ببرد حواس تو را؟ یا زیباییش…
نقاشی خیال با شعرماتیک
اجازه دارم باقیمانده قهوهات را سر بکشم؟کمی از ماتیکت هم روی فنجان ماندهمیتوانم آن را به صورتم بکشم؟چطور شد؟ مثل تو زیبا شد؟چقدر تا تحویل سال مانده؟یعنی…
نقاشی خیال با شعرنیم نگاه
نگاهم که به نگاهت میافتد،در دلم آشوب میافتدبا خود میگویم: آیا او هم هر شب قبل خواب به یاد من میافتد؟وقتی فکر کسی در جانت میافتد،این چنین نیست که تنها…
نقاشی خیال با شعرچشم انتظار
کوچ میکنم میروم از اینجاخانهام هرجامن یک دوره گردمدورت بگردم!من به دوردستها میاندیشم من خود یک اندیشهامحبسشده در یک شیشهامبا دیوارهایی نازکبا من به…
نقاشی خیال با شعرمشت کرده
ایستاده، مشت کرده، پشت کردهبه هر آنچه میپرستیدقسم به همان که میپرستید روبرویم راهیست که هموار نیستدر دل جایی برای رشک فردا نیستمگر صورتی هست که نقش تو در آن…
نقاشی خیال با شعرتلخ، شیرین
چگونه ادا کنم؟چگونه گره از این سخن خود باز کنم؟چگونه فریاد زنم با دهانی که خودخواسته فرو بستهام؟حتی میلرزد قلمم وقتی که به آن میاندیشم وقتی که شیطان خودی…
نقاشی خیال با شعرژرف
از زبان تو میگویماز باورهای عمیق تواز ترسهای رخنه کرده در درون تواز حسهای لبریز شدهاز زخمهای تیره شدهاز تنهاییهایت از جداییهایتاز پلشتی اطرافیانتاز…
نقاشی خیال با شعرزبان سرخ
ایستادهای و به نقطهای خیره شدهایگه گاهی هم نیم نگاهی به من میاندازیمیدانم تو این راه را قبلا بارها رفتهایو هزاران بار هم آنرا در ذهنت مرور کردهایاما من…
نقاشی خیال با شعرقهوه تلخ
همین بود، نبود؟ شب بود، نبود؟ ترسیده بود، نبود؟ تنها بود، تنها مثل یک مرداب بیحرکت، بیمعنی، بیجهت و تلخ! چه میشد کرد؟ چه میتوانست کرد؟ چه باید میکرد؟ باز…
نقاشی خیال با شعردلتنگی
حالت چطور است؟ امروز چشمانت چه رنگ است؟ پیراهنت بوی پرتغال میدهد؟ رنگ موهایت به شرابی طعنه میزند؟ ساعت چند است؟ پاییز شما هم برگریزان میشود؟ آفتاب، مهمان…
نقاشی خیال با شعرسیاهی
تاریکی هجوم آوردهاز نشخوارهای ذهن هزاران دیو سربرآورده باز شب شدهباز این سر بی صاحب شدهفکر و خیالات چون شغالان گشنه باهم غلاویز شدهخون هم میرزندتن را به هم…
نقاشی خیال با شعرجاده
جاده مرا میخواندجاده رگ خواب مرا میداند من از تبار جاماندگانم از در یکجا ماندن بیزارممن به یک رود میمانمدایم هوای رفتن در سرم دارم آن عقابی که در آسمان در…
نقاشی خیال با شعربازنده
یکبار که باد میوزد وقتی که دلت میلرزد بر روی تپهای بایست چشمانت را ببند و دستانت را به پهنای خیالت باز کن بگذار تن تو سد عبور باد شود بعد با لبانت آن را مزه…
نقاشی خیال با شعریک تابستان داغ
در یک تابستان داغ به سراغت خواهم آمد پای پیاده و از یک راه کوهستانی طولانیترین مسیر را هم برای خود انتخاب خواهم کرد سنگلاخترینش را، دشوارترینش را خود را برای…
نقاشی خیال با شعرعشق
عشق یعنی زندگی زیباست! من زیبایم، تو زیبایی و این جهان زیباست. عشق یعنی همه چیز در جهان برای نمایش دلدادگی مهیاست. پرده برافتاده و زمین صحنه رقص و آواز ماست…
نقاشی خیال با شعرمعجزه زندگی
وقتی که تمامی راهها بسته میشود یا جسم و جان با هم خسته میشود تازه ریزش باران شروع میشود همه چیز یکدفعه دگرگون میشود برکهها از آب پر بیشهها مملو از صدای…
نقاشی خیال با شعرسفر کرده
ای یار سفر کرده، ما را کشت غم هجران تو بگو آخر چه بود آن خواب که برد هوش از سر تو در کدامین سرزمین افتاده بود کلاه از سر تو گفتی زود میرود نام و خاطرهام ز…
نقاشی خیال با شعرجهان من
در سینه رازی دارم بنشین ای دوست با تو صحبت نازی دارم چرا هر وقت که شقایق میبینم من هم شوق آواز دارم تو بگو ای دوست این چه سریست که من با جهان بیرون دارم…
نقاشی خیال با شعرراز و نیاز
صدای پای تو میآید گوش کن! ببین دل با یک صدا به چه تاب میآید هر چه تا به امروز در سینه ریخته بودم به هیجانی بر روی آب میآید کاش کمی باران بیارد خاک کمی بوی…
نقاشی خیال با شعربا تو، بی تو
با چشمان تو میبینم، با لبهای تو میخوانم، در نفسهای تو پیچیده کلاف سردرگم زندگانی ابرهای پریشانیم بر پیشانیم آخر چگونه سرد شودند تا وقتی در پای تو من در حال…
نقاشی خیال با شعرکافه
دلم یک سفر میخواهد یک سفر دور خیلی دور آنقدر دور که هیچ صدای آشنایی به گوشم نرسد که چه کنم؟ که کمی قدم بزنم کجا؟ در کوچهها، در پس کوچهها، در بازار، در میان…
نقاشی خیال با شعربرای که
به من بگو چرا؟ جان من، به من بگو چرا؟! نترس این تنها یک شوخی بود دنبال چرایی نیستم راستش را بخواهی دیر زمانیست که دیگر دنبال چرایی نمیروم چرایی اصلا چه…
نقاشی خیال با شعرتنگ آب
خواب بودم چون جسم مردهای چند صباحی بر دار بودم گمان میبردم چون جسم متحرکی دارم بیدار بودم نمیدانستم اما تنها در مسیر باد ایستاده بودم من اسیر پنجههای باد…
نقاشی خیال با شعرگمگشته
گمگشته ایستادهام در میان عکسهای تو کو پس تو، کو آن رخ همیشه خندان تو چگونه من آخر سر کنم با این درد هجران تو چگونه میشود فراموش کرد آن شوری که حلقه میزد در…
نقاشی خیال با شعرقاف
گفت این بوی تن است یا که خون گفتم این بوی زایش است به دیده خون قبضه جان از لحظه لخته شدن یک دریا خون با جیغ و داد و شیحههایی چون فرود تیشه فرهاد بر بیستون…
نقاشی خیال با شعرزری
دستهایت را میبینم طرح و نقشهات را هم میدانم اما باز من بیتابم مثل یک بید من لرزانم سایهات را میشناسم طلوعت را بارها و بارها دیدهام در غروبت، من جای تو…
نقاشی خیال با شعردر جستجوی شمس
منم منم آمدهام خاطرهها، فاصلهها پشت سرم نهادهام پشت در ایستادهام باز کن، جنت و آب زمزمام گرچه هنوز خستهام پیر و پینه بستهام باز توشه سفر بستهام طرح…
نقاشی خیال با شعرکعبه
ای که به کعبه میروی ترسم که خطا میروی کعبه مقصود در تو و تو خوشحال که میروی پیچ زلف یار در دستت تو پی حض کجا میروی کاسه وجودت چنان تنگ که به اشارهای سر…
نقاشی خیال با شعرهوس
پشت سرم سایهای میآید برمیگردم و نگاهش میکنم در دستش یک سبد است با دو سیب قرمز میگویم: سیب میخواهم سیبی برمیدارد و گاز میزند میگویم: اما من سیب خواستم!…
نقاشی خیال با شعرسرگردان
زورقی کوچک بر روی دریا سوی کرانهها روانه بود پشتش ساحل خط لبی باریک به رنگ گل لاله بود رفتم و گفتم ای شیخ کجا، نگرانم که تو بیراهه روی ای دریا چنان بیکران…
نقاشی خیال با شعرزمستان مستمر
میبینی؟! هوا دوباره سرد شده آب در برکه یخ بسته، چمنزار خالی از چنگ شده شاخهها خشک و ترد، شبیه استخوانهای قبلِ مرگ شده برگها روی زمین ریخته و ریز ریز شده،…
نقاشی خیال با شعرکوچهها
درحالیکه که موهایم را شانه میکنم، برمیگردم و به جادهای که از آن آمدهام خیره میشوم. جادهای که هزاران ساعت در اعماق زمان کشیده شده است و میرود و میرود تا…
نقاشی خیال با شعرحلاج
من هرگز ندیدهام یا نشنیدهام که کسی مرده باشد. آنهایی هم که از قطار زندگی جاماندهاند تنها از انتخاب کردن باز ایستادهاند و مشعلشان را به دست دیگری…
نقاشی خیال با شعررها
میخواهم رها شوم در باد از بال و پر زدن برای لحظهای دست بکشم، بیاندازم خودم را در دامان باد تا ببرد مرا هر جا که دلش خواست و من کمی در خود گم باشم میخواهم که…
نقاشی خیال با شعرLost
Lost in a jungleYour only companion, your shadowAnd a beating heart in the shape of an arrowDon’t know where to goStanding at a crossroadsHave to choose…
نقاشی خیال با شعرسراب
تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل پایان یک تنهاییحسی از جنس کامل بودن، کافی بودننمیدانم چه شد آن حس را ، کجا رفتتنها میدانم که پر زد و رفترفت…
نقاشی خیال با شعرگلین گداخ گزماقا
این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم "تو فقط باش" نام دارد که خوانندهاش مازیار فلاحی است.
نقاشی خیال با شعرسر نگران
آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار تو من شبها چون طفلی گریان کجا بودی ای مه من، ای دلیل کم سو شدن نور دیدههای من بیا بنشین دمی در کنار من، تا…

نقاشی خیال با شعرآخرین پرواز
گفتی برو رفتم اما در خواب شدم از پلکهایم دو بال ساختم از تو یک فرشته در خیال ساختم آنگاه در میانه آسمان برای یافتنت مشغول پرواز شدم به تو که گفته بودم از…
نقاشی خیال با شعرخواب پیاله
خواب پیاله یک روز برف خواهد بارید خیلی عمیق یک روز باران خواهم آمد خیلی شدید مرا در خود فرو خواهد برد این زخمهای عمیق با دردهایی که میشوند هر روز تشدید باید…
نقاشی خیال با شعرI’m done!
I’m done with this world. Everyone; young, middle aged and old. And you too, don’t hide, be bold. Everything is highly priced or marked as sold. And where’s…
نقاشی خیال با شعرغزل و شعر تویی
غزل و شعر تویی، مرهم و درد همه یکجا تویی نور تویی شمع تویی، دلیل شادی هر جمع تویی مکتب و درس تویی، قلم و جوهر دفتر مشق تویی دلیل گریههای بیوقت من، باعث جوهر…
نقاشی خیال با شعرآشیانه گرم
چگونه میشود گفت آن جمله (دوستت دارم) را ویران کرد، دوباره چید و بنا کرد این واژههای بهم پیوسته را و در جهانی به این آشفتگی، منتظر گذاشت جانهای آکنده از درد…
نقاشی خیال با شعرخرابات
گفت عاشقم گفتم در عاشقی زیرکی رسم نیست در خرابات گفتن دوستت دارم شرم نیست ناباوران را که به کوی دل راه نیست چشمها دو حلقهچاه نیست گوشها در و دروازه شهر نیست…
نقاشی خیال با شعرشوالیه
برای خاطر تو آمدهام برای دیدنت کوههای بلند را پیمودهام، قلههای پنهانشده زیر چتر ابر را، صخرههای روشنشده از تابش خورشید را، گردنههای پیچیده در همهمه باد…
نقاشی خیال با شعردیدار با ابلیس
صدای زوزه گرگ در باد میآید از دور شبهی میبینم سایه ترس و وحشت میآید با قدمهایی رقصکنان خندههایی مستکنان صنمی میآید و چه با جنم میآید با زولفهایی…
نقاشی خیال با شعرگل سرخ
جمعه عصر بود، خسته، کلافه و دلتنگ بودم. مثل همیشه کولم رو انداختم رو دوشم و زدم به کوه. چند ساعتی راه رفتم تا رسیدم به یه گردنه بسیار زیبا تا اومدم بشینم یهو…

نقاشی خیال با شعرLook after the birds
I feel motions, flatters of a silent bird flying over far oceans As our bird presses the air down, the sound of her wings travels miles beyond before entering…
نقاشی خیال با شعرشرُشرُ ناودون
شرُشرُ ناودون تو از من از شرُشرُ ناودون بپرس، اینکه آب بارونه یا برفه هیچ مپرس تو دل فقط به دریا بده، سفارش فال به هر کی حسود و رمال نده آخه کدوم یک از اینا…
نقاشی خیال با شعررقص قاصدک
رقص قاصدک اگر انتظار تو مرا نکشد، تمنای شکستن سکوت شبم با ضربهای آهنگین صدای تو همچون بادی که در گوش قاصدک آواز میخواند، هر روز ذهن مرا را چنان به وجد خواهد…
نقاشی خیال با شعررویای بر روی آب
رویای بر روی آب از که بگویم از چه بگویم از کجا شروع کنم کجا تمام کنم این قصه که نه آغازی دارد نه پایانی تو فقط تصور کن که خوابی و میپرسند بیداری؟! اما این بار…
نقاشی خیال با شعردلم برای لبخندت تنگ شده
در تو میبینم نفسم را حرفهای حبس کرده در قفسم را کلید رهایی کجاست مرز زندگانی از کجا تا به کجاست برق چشمانت، این ابدیت چرا بیانتهاست میشنوی ترانههای…
نقاشی خیال با شعردرد خوشمزه
درد خوشمزه این درد هم حکایتی غریبی دارد. اول از در دوستی و همدلی وارد میشود، وبعد از مدتی خودش را جای صاحب عزا جا میزند. مثل همان مهمانی که به بهانه دیدار تو…