skinny.

Latest / نقاشی خیال با شعر

!الو بابا

شب، تاریک و سرد، ناله سگان از دوردست‌ها بلند برگ‌های زرد و خشک زیر پای رهگذران می‌کند رعد سرفه‌های خشک می‌خراشد سینه‌‌ پیرمرد را چو چنگ درد پشتش میکوبد بر سرش با پتک آهنین بنگ بنگ فکر فردا و مرگ دایم میزند در خاطرش رعد و برق سیل ویرانگر‌ خاطرات‌ کرده افکارش‌‌ را سال‌ها غرق عیالش در بستر بیماری و عاجز از رتق و فتق امور او برف سنگین نشسته بر بام‌خانه و نیست قوتی برای پارو ناگهان زنگ تلفن می‌پراند چرتش را مثل یک دانه‌ کاه کیست آنسوی خط؟ میلرزد دلش با این زنگ‌های بی‌گاه الو بابا! صدای دخترک از فرسنگ‌ها‌ آشناست برای بابا ‌ رنگ صدا اما دگر کم‌ رنگ شده با گذر روزها ‌برای بابا خوبی بابا! چه بگوید…

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.