skinny.

Latest / نقاشی خیال با شعر

سراب

تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل پایان یک تنهاییحسی از جنس کامل بودن، کافی بودننمیدانم چه شد آن حس را ، کجا رفتتنها میدانم که پر زد و رفترفت نشست بالای‌ درختی در نزدیکی خانه‌مان‌‌از آنجا هم پر کشید و رفت بر روی ابرها نشستابرهایی که سپیدندابرهایی که در راه کویرندابرهایی که از هم می‌پاشندابرهایی که یک قطره هم نمی‌بارندابرهایی که هیچگاه به سرزمین موعود نمی‌رسندچه آمد بر سر خاطرات دیروزتعبیر خواب‌های نیمروزسال‌های دور از خانهراز و نیازهای مادران، در تاریکی ‌‌‌با چاشنی نالهصدای شیون و جیغ زن آن یکی همسایهضجه‌های دردناک بچه‌های این یکی همسایهصدای تیر هوایی، این مزاحم‌های همیشه…

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.