
بازنده
یکبار که باد میوزد وقتی که دلت میلرزد بر روی تپهای بایست چشمانت را ببند و دستانت را به پهنای خیالت باز کن بگذار تن تو سد عبور باد شود بعد با لبانت آن را مزه مزه کن ببین سرد است یا گرم؟ خشک است یا نرم؟ تند است یا آرام؟ بوی خوش میدهد یا نه؟ به مسیری که باد طی کرده است فکر کن فکر میکنی کویر را دیده باشد؟ صدای جنگل را چه، شنیده؟ در آب دریاچهای فرو رفته؟ از رشته کوهی بالا رفته؟ دشتهای پوشیده از برف را دیده؟ گلهای وحشی را بو کرده؟ اگر دوست داشتی که بیشتر غرق شوی، به این فکر کن که بازدم چه کسانی را با خود به همراه دارد مثلا شاید بچهای که برای خرید دوچرخه زار زار گریه کرده یا پیرزنی که پسرش…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.