
شوالیه
برای خاطر تو آمدهام برای دیدنت کوههای بلند را پیمودهام، قلههای پنهانشده زیر چتر ابر را، صخرههای روشنشده از تابش خورشید را، گردنههای پیچیده در همهمه باد را، دشتهای مملو از برف را، رودهای در خود فرو برده قامت ماه را. برای شنیدنت از آبهای عمیق گذشتهام، دریاهای مواج را طی کردهام، با گردابهای سهمگین درافتادهام، در حسرت وزیدن نسیمی روزها نشستهام، ساعتها به افقها چشم دوختهام، از ترس و وحشت سرگردانی گریستهام، برای دیدن خط خشکی بارها مرده و زنده شدهام. برای بوییدنت زیر باران رقصیدهام، بر روی چمنزارها قلطیدهام، بین گلهای سرخ لمیدهام، میان پروانهها به هر سویی دویدهام،…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.