skinny.

Latest / نقاشی خیال با شعر

خرابات

گفت عاشقم گفتم در عاشقی زیرکی رسم نیست در خرابات گفتن دوستت دارم شرم نیست ناباوران را که به کوی دل راه نیست چشم‌ها دو حلقه‌چاه نیست گوش‌ها در و دروازه شهر نیست در غبغبه‌ها‌جریان باد آیین زار نیست شب‌‌ها جز دلتنگی و حسرت دیدار نیست چون پیر هست، پی فال و بخت و اقبال نیست بر لوحِ دِلش جز عکس رخ یار نیست گفت دیوانه‌ام گفتم دیوانگی را هشیاری جزو آداب نیست در مرامش خواندن کتاب و قیل و قال نیست در دلش ترس و هراس روز حساب نیست دایم در رقص و آواز و این عار نیست رنجش گنج‌اش و دردش شادی ‌است کافر است و همیشه پای ساغر است می‌نخورده مست لایعقل است مسیحش شمس و نمازش بیقراری است در جستجوی اکثیر شیدایی بهر…

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.