
خواب پیاله
خواب پیاله یک روز برف خواهد بارید خیلی عمیق یک روز باران خواهم آمد خیلی شدید مرا در خود فرو خواهد برد این زخمهای عمیق با دردهایی که میشوند هر روز تشدید باید رها کنم خود را از افکار پوسیده دفن شده زیر برف سنگین عادت را باید سر بکشم کاسه صبر لبریز شدهام از دانههای باران حسرت داشتنت را در این کنج عافیتی که من به انتظار نشستهام آفتابی نمیتابد و دست نوازشگری تارهای روح من را نمینوازد باید راهی پیدا کنم تا گرم نگه دارم قلب تنور این تن سرد را باید بشویم غبارهای یخ بسته بر روی شیشههای تنهاییم از جنس آیه مرگ را هیزمی میخواهم از جنس لطیف، ترُد و شکننده که آتش بگیرد با لمس انگشتی بر روی…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.