
افسانه
بوم نقاشیست این جهاندر دست هر کس قلمیست تو بخوان جان هر کسی میکشد آن روی پرده به شیوهایمن عاشق او که کشیده چیزی شبیه بیشهایآهوی گرفتار در چنگال شیر گرسنهای آهوی اما صاحبِ بچهایبچه ترسان و لرزان پنهان شده پشت بوتهاینگران از اینکه فردا چه خواهد شدشیر من از کجا فراهم خواهد شدبسیار درد است در این داستان زندگیزندگی چون آینهایست از این دست برهنگیاما مگر چارهای هم هست جز صبر کردنعشق بر او که مشهور گشت به رحم کردنکه روزهای وصل حتما خواهد رسیدچه او بهتر از ما میداند چه بر ما رسیداو و این لحظهها از هم جدا نیستندلحظهها چون عدم فکر کن که نیستندبود و نبود لحظهها خود اصلا مهم…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.