skinny.

Latest / نقاشی خیال با شعر

سفر کرده

ای یار سفر کرده، ما را کشت غم هجران تو بگو آخر چه بود آن خواب که برد هوش از سر تو در کدامین سرزمین افتاده بود کلاه از سر تو گفتی زود می‌رود نام و خاطره‌ام ‌ز یاد تو بی‌معرفت، هر شب از خواب می‌پرم‌ به یاد تو رد بلند پاهایت بر روی شن‌های داغ به جا مانده زخم جمله دوستت دارمت هنوز بر روی دلم مانده گفتی خانه به دوشم، در کنارت آشیانه‌‌ می‌جویم‌ من ساده هم باور کردم، به یک جمله‌‌‌‌‌ دلخوش کردم‌ حال این منم که خانه به دوشم، این درد نوش جونم بی‌پرده می‌گویم‌، بسیار ‌چیزها که از تو آموختم اینکه فاش گویم، جز به لایقش ز اسرار نگویم یا از درد ننالم، هر چه از او رسد بر دیده منت گذارم تنها ماند که بگویی با…

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.